اگر چه هرژه، خالق تن‌تن هیچوقت قهرمانش را به ایران نفرستاد، اما چهره تن‌تن و دو شخصیت دیگر ماجراها در طرحی دیده می‌شوند، تحت عنوان «تن‌تن در تهران» که کار زرتشت سلطانی، یکی از گرافیستها مطرح و تن‌تن‌خوانهای قدیمی است.

 

زرتشت سلطانی در گپی با «سرنخ» از جمله از انگیز‌ه کشیدن این طرح جذاب و جزییات آن سخن گفته است.

دویچه وله: اولین باری که تن‌تن خواندی چند سالت بود؟

زرتشت: من فکر می‌کنم اصلا با تن‌تن بزرگ شدم، برای اینکه برادر بزرگترم خیلی طرفدار تن‌تن بود و از وقتی یادم می‌آید کتابهایش همینطوری دوروبرم بود، حتا قبل از اینکه خواندن یاد بگیرم.

آخرین باری که تن‌تن دستت بود کی بود؟

آخرین بار... فکر می‌کنم همین چند روز پیش بود، چون رفته بودم خانه‌ی یکی از دوستانم و یک قسمت از تن‌تن که فارسی‌اش را هیچوقت ندیده بودم، او داشت و خیلی جالب بود.

وقتی کتاب تن‌تن دستت می‌گیری و گوشه اتاق می‌نشینی و می‌خوانی، دیگران نمی‌گویند آخر خجالت نمی‌کشی، در این سن‌وسال تن‌تن می‌خوانی؟

(با خنده) کتابش که هیچی، من عروسکش را هم دارم. فکر می‌کنم این که خیلی بدتر است!

با اینکه هرژه، خالق تن‌تن، قهرمان داستانهایش را هیچوقت به ایران نفرستاد، اما طرح جلدی هست تحت عنوان «تن‌تن در تهران» که تو آن را کشیدی؛ اگر اشتباه نکنم سال ۲۰۰۲ یعنی حدود ۵سال پیش. چنین ایده‌ای مدتها پیش از کشیدن این طرح در ذهنت بود، یا اینکه همانوقت که به فکرش افتادی، فوری دست‌به‌کار شدی؟

خیلی اتفاقی، یک روزی یک مقاله‌ای می‌خواندم راجع به تن‌تن که در واقع یکسری طراحی‌های تقلبی‌ای بود که از تن‌تن کشیده شده بود و کتابهای تقلبی که سعی کرده بودند تحت نام تن‌تن جا بزنند. آن روز داشتم آنها را نگاه می‌کردم که یکهویی فکر کردم و گفتم حالا فرض اگر تن‌تن به ایران بیاید چه می‌شود. این طرح را خیلی سریع کشیدم. ولی خب بعدا متوجه شدم که یک فستیوالی هم هست برای همین مورد که همه کارهاشان را می‌فرستند و یکسری طرح‌های تخیلی از تن‌تن که برادرم هم آنجا رفت، ولی دردرجه‌ی اول فکر کنم فقط برای خنده‌ی دوستان.

 

در بعضی از عنوانهای ماجرای تن‌تن از اسم کشور یاد شده، مثلا تن‌تن در آمریکا، تن‌تن در شوروی، در کنگو و تبت که البته تحت نفوذ چین قرار داشت. چطور شد که تو عنوان تن‌تن در تهران را انتخاب کردی و نه تن‌تن در ایران را؟

آخر من فکر می‌کنم تهران پرجنجالترین و شلوغترین شهر ایران هست واقعا، بعدهم من اینجا بزرگ شدم و هیچ ایده‌ای ندارم که فرضا تن‌تن اگر برود اصفهان، چه اتفاقی می‌افتد. ولی می‌توانم حدس بزنم که تهران چه خبر است.

من وقتی این طرح را دیدم خیلی فکر کردم که چرا از بین شخصیت‌های داستانهای تن‌تن خود تن‌تن، میلو، کاپیتان هادوک و بیانکا کاستافیوره را انتخاب کردی. درمورد تن‌تن و کاپیتان هادوک و میلو این قضیه نسبتا روشن بود، بعد فکر کردم دیدم که کاستافیوره تنها زن ماجراست و بهمین خاطر تنها کسی هست که می‌توانی او را با حجاب بکنی.

دقیقا. دقیقا همینطور است.

نکته‌ای که در این طرح جلب توجه می‌کند تغییرات اساسی است که شخصیت‌ها دچار آن شده‌اند. از خود تن‌تن شروع کنیم. معمولا تن‌تن اگر به کشور دیگری سفر می‌کند، در نهایت لباس محلی آن کشورها را می‌پوشد،‌ مثلا جزیره‌ی سیاه که دامن اسکاتلندی می‌پوشد، یا گل آبی که لباس چینی به تنش می‌کند. اما ظاهرا تاثیر ایران، یا بهتر بگویم تهران، روی تن‌تن چیزی بیش از اینها بوده و رشد موی صورت و بدن تن‌تن هم افزایش پیدا کرده....

(با خنده) دقیقا همینطور است. برای اینکه اگر می‌خواستم لباس محلی تنش کنم، فکر می‌کردم آنوقت باید یک کار خیلی فرهنگی بکنم، می‌دانی! در صورتی که واقعا این طرح برای شوخی هست و هجو، برای همین ترجیح دادم یک چیزی باشد که مثلا لباس کوچه بازار ایرانی باشد و اگر قرار بود تروتمیز بپوشد، من فکر نمی‌کنم... یعنی آدمهای بالاشهر تهرانی مثل همه جای دنیا لباس می‌پوشند، ولی بچه‌های قدیمی، بچه‌های تهران به‌اصطلاح یک پوشش و لباس خاصی دارند که خیلی برای همه ناآشناست و فکر کردم اگر این را استفاده کنم خیلی جالب است.

به نظر می‌آید که تو تن‌تن را بالغ کردی؟

یعنی آدم تهرانی که شد، بالغ می‌شود؟

نمی‌دانم ... ولی آیا فکر تغییرات دیگری هم بودی که در نهایت ازشان صرفنظر کردی؟

آره. چندتا کار داشتم می‌کردم که دیدم زیادی‌ست و در نهایت ترجیح دادم کمی متعادلش کنم.

کاپیتان هادوک هم که در محیط ایران نباید خیلی احساس غریبی کند، با توجه به خلق و خوی تندی که دارد و زود از کوره درمی‌رود و با توجه به ریشوبودن این چهره‌ هم، ناگزیر شدی یکجورایی پیراهن با یقه‌ سه‌سانتی تنش کنی و تسبیح دستش بدهی تا ایرانی‌اش کنی.

بله. راستش شبیه مدیر مدرسه‌ی دوران بچگی من بود، همان لباس، همان مدل مو و کاکلی که دارده دقیقا شبیه مدیر مدرسه‌ام بود. حتا مدل ریشش و دقیقا یک حرکات اینجوری داشت. هم آدم خیلی بداخلاقی بود و هم...

پس از لحاظ ادب و نزاکت هم شباهت داشتند؟!

بله... فکر می‌کنم مدیرم جزو بی‌ادب‌ترین آدمهای دنیا بوده.

چطور شد که کاستافیوره را چادریش کردی و مانتو و روسری سرش نکردی؟

خب اصیل‌تر است به نظرم. اینطوری نیست؟ من همه‌اش رفتم دنبال چیزی که شامل خیلی از آدمهای جامعه می‌شود. فکر می‌کنم ۷۵درصد زنها چادری هستند. توی فک‌وفامیل خودمون هم هست.

یکی از نکات جالب این طرح هم این است که کاپیتان هادوک و کاستافیوره بالاخره بهم رسیدند و بچه‌دار هم شدند. ایده‌ی بچه‌دارکردن این زوج خوشبخت از همان اول توی ذهنت بود؟

(با خنده) آره یکی از شوخی‌های بود که توی ذهنم بود، برای اینکه اگر دقت کنی، بچه‌شان شبیه تن‌تن است.

سفر به ایران و تهران ظاهرا پایان خوشی برای میلو سگ وفادار تن‌تن نداشته، چون ماشینی بهش می‌زند و خلاصه خونش خیابانی را که به سمت میدان آزادی می‌رود، رنگین کرده.

 

طرح روی جلد ماجرای هفت گوی بلورین با چاپ انتشارات یونیورسال

بله. آنهم دقیقا اتفاقی بود در برای خودم در بچگی افتاد. سگی داشتم و بعد یکبار ماشین زد و رفت و نایستاد و به جای عذرخواهی چهارتا فحش هم داد. ماجرایی که من هیچوقت یادم نمی‌رود. یکی از اتفاقات بد زندگی‌ام بود. ولی خب فکر کردم میلو جاش کجاست توی تهران و فکرکردم همانجاست، چون اصولا شهری نیست که خیلی اهل سگ ... و اینکه مردم سگهایشان را بیاروند بیرون و نگهدارند و اصلا مخالف هم هستند.

اگر بخواهی این طرح را بسطش بدهی و چهره‌های دیگر را هم وارد کنی، چه ظاهر و شکل و شمایلی را مناسب پرفسور تورنسل و دو پونت و دوپونط می‌دانی؟

آه.... بهتر است حرفش را نزنیم. برای اینکه خیلی تند می‌شد.

اگر تن‌تن پیش از انقلاب و زمان شاه سری به ایران می‌زد، طرح تو چی از آب درمی‌آمد؟

فکر می‌کنم که خیلی شباهت داشت، برای اینکه فکر می‌کنم همچنان و بهرحال خانمها چادر سرشان می‌کردند. حالا شاید آنقدرها هم چیز نبود، ولی بهرحال همینجوری با یکسری تحولات کوچیک. آلودگی هوا کم بود توی میدان آزادی. ولی فکر می‌کنم تقریبا همینطور می‌بود.

از کشیدن این طرح الان ۵سال می‌گذارد. الان که به این طرح نگاه می‌کنی، تا چه اندازه از حاصل کار خودت راضی هستی و تا چه اندازه جای بعضی چیزها را خالی می‌بینی؟

راستش در حال حاضر... نمی‌دانم چی بگم. ولی خوشحالم از اینکه مردم اینقدر دوستش دارند و همین باعث می‌شود حس خوبی بهش داشته باشم، برای اینکه این طرح یک روزه و ناگهانی به ذهنم رسید و برای خنده زدم و رفت. واقعا احساس خاص آنچنانی بهش ندارم.

حرف دل بود.

شاید هم اگر الان بپرسی، جزو فهرست کارهایم نیست، جزو کارهای کوچک و خرده‌ریز است که اصطلاحا در ایران به آن می‌گویند «پاتلفنی». مثل اینکه کسی بخواهد حرف بزند و در حین صحبت طرحی می‌کشد.

فکر می‌کنی اگر هرژه زنده بود و ماجرای تازه برای تن‌تن جور می‌کرد، سری به ایران می‌زد؟

آهان... من می‌دانم که هرژه در زندگی‌اش سفر چندانی نکرده، ولی خب در مورد خود تن‌تن ... با توجه به این که اوضاع ایران در رسانه‌های جهان اینقدر داغ و مورد توجه است، فکر می‌کنم شاید این کار را می‌کرد.


برچسب‌ها: تن تن بلاگ, تن تن در تهران, گپی با زرتشت سلطانی, طراح تن تن در تهران
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۱ساعت 2:59  توسط محمد حسین | 


برچسب‌ها: تن تن بلاگ, تن تن, تن تن خبرنگار جوان
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۱ساعت 22:27  توسط محمد حسین | 

ماجراهای تن‌تن میلو به بیش از ۵۰ زبان از جمله فارسی ترجمه شده است. اولین بار در سال ۱۳۵۰ انتشارات یونیورسال ماجرایی از تن‌تن و میلو را به فارسی انتشار داد. ترجمه‌هایی این انتشارات از کیفیت و جذابیت بالایی برخوردارند.

 

پویا بهاری، گرداننده سایت اینترنتی تن‌تن در ایران در گپی با «سرنخ» از سیر انتشار ماجراهای تن‌تن و میلو در ایران، پیش و پس از انقلاب اسلامی، از کیفیت متفاوت ترجمه‌ها و همچنین از انگیزه‌های خود برای به‌راه انداختن سایتی اینترنتی ویژه تن‌تن در ایران سخن گفته است.

دویچه وله: الان نزدیك به ۷۸ سال از تولد خود تن‌تن مى‌گذرد، اما تن‌تن كى وارد ایران شد؟ اولین ماجراى تن‌تن به فارسى چه زمانی به انتشار رسید؟

پویا: پیشینه‌‌ى این قضیه برمى‌گردد به سال ۱۳۴۹، یعنى سال ۱۹۷۰ میلادى. یكسرى اسنادى كه من در این چند سال به‌دست آوردم، نشان مى‌دهد كه آقاى مارویك بوقوسیان از بنیانگذاران انتشارات یونیورسال در ایران مكاتبه‌اى داشتند با انتشارات كاسترمان بلژیك و صحبت از چاپ كتابهاى تن‌تن شد و غیره و غیره و این صحبتها مسكوت ماند. تا اینكه حدود یكسال بعد كه در واقع مىشود ۱۳۵۰ كه دو عنوان كتاب تن‌تن یعنى «جزیره‌ى سیاه» و اگر اشتباه نكنم «هدف كره ماه» توسط انتشارات یونیورسال ترجمه و چاپ شدند و وارد بازار شدند و به این ترتیب بود كه كتابهاى تن‌تن به جامعه‌ى ایرانى شناسانده شد.

آیا تمام ماجراى تن‌تن توسط یونیورسال به انتشار رسیده؟

 

ماجرای معبد خورشید با چاپ انتشارات یونیورسال

در مجموع انتشارات یونیورسال ۱۳ عنوان از كتابهاى تن‌تن را چاپ كرد كه همانطور كه گفتم اولین‌شان جزیره‌ى سیاه و هدف كره‌ى ماه بود و در نهایت هم در سالهاى ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۶ چهارعنوان نهایى، یعنى «تن‌تن در كنگو»، «ماجراى تورنسل»، «جواهرات كاستافیوره» و «ستاره اسرارآمیز» بودند كه چاپ شدند. این چهارعنوان به سفارش و درخواست یونیورسال در كشور بلژیك و توسط خود انتشارات كاسترمان منتشر شد و ایران انتقال پیدا كردند. به همین دلیل آن دوستانى كه كتابهاى یونیورسال را دارند احتمالا متوجه كیفیت متفاوت این چهارعنوان با عنوانهاى قبلى‌اش شدند، هم از لحاظ چاپ و هم از لحاظ كیفیت تصاویر و متن‌ها.

سرنوشت تن‌تن بعد از انقلاب اسلامى به چه ترتیب بود؟

بعد از سال ۵۶ خود انتشارات یونیورسال فعالیتش را تا حدودى از حیطه‌ى تن‌تن گسترش داد. كتابهایى مثل آستریكس و غیره را چاپ كرد. با شروع انقلاب خیلى صحبتى از تن‌تن نبود تا تقریبا یكسال بعد یعنى ۱۹۸۰ كه مىشود ۱۳۵۹ شمسى انتشارات ونوس وارد گود شد. این انتشارات كتابها را از روى نسخه‌ى انگلیسى به فارسی ترجمه و چاپ كرد. و تقریبا سایر عنوانهایى كه یونیورسال چاپ نكرده بود را ارائه داد و همینطور چندتا عنوان تكرارى. كیفیت كار این ناشر از آنجایى كه تحت نظارت كاسترمان هم نبود و چندان هم رسمى نبود خیلى بالا نیست. در ادامه‌ى كار چندتا انتشارات دیگر هم اقدام به توزیع همین كتابها با نامهاى دیگر كردند، از جمله ارغوان، انتشارات اورانوس و اروژینال و غیره كه با این اسامى كتابهاى تن‌تن هنوزهم هست و دست به دست بین خوانندها مى‌گردد.

ولى با كیفیت كاملا متفاوت.

بله، هم از لحاظ ترجمه و هم از لحاظ كیفیت كارها واقعا با یونیورسال قابل مقایسه نیست. در مورد ترجمه هم من اجازه مى‌خواهم یك نكته‌ى خیلى مهمى را اشاره بكنم، در مورد ترجمه‌هاى یونیورسال كه فكر مى‌كنم یك بخش عمده‌اى از تن‌تن‌خوانها این صحبت من را قبول داشته باشند كه ترجمه‌هاى بسیار زیباى آقاى خسرو سمیعى در انتشارات یونیورسال نقش بسیار مهمى در جذابیت این كتابها داشته. همانطور كه مىدانید در آن دوره ترجمه‌هاى محاوره‌اى خیلى رایج نبود، حتا در كتابهاى گروه كودك و نوجوان و این بدعتى كه آقاى سمیعى گذاشتند در ترجمه بسیار دقیق و پر از خلاقیت متن فرانسوى به فارسى، فكر مى‌كنم نقش بسیار عمده‌اى در موفقیت كتابهاى یونیورسال بویژه خود كتابهاى تن‌تن داشته باشد.

شما از نظارت انتشارات كاسترمان صحبت كرده بودید. این نظارت به چه ترتیب بود؟

 

نمونه‌ای از ترجمه متفاوت یونیورسال (راست) و نشر رایحه اندیشه (چپ) در ماجرای گنجهای راکام

در واقع مى‌شود گفت، انتشارات یونیورسال بصورت رسمى نماینده‌ى انتشارات كاسترمان بود، یعنى با نظارت انتشارات كاسترمان تمامى مراحل ترجمه، ویرایش و توزیع كتابها در ایران انجام مى‌شد و فیدبك این توزیع كتابها به سمت انتشارات كاسترمان هم بود. مثل سایر انتشاراتى كه در سایر كشورهاى دنیا بصورت رسمى اقدام به چاپ كتابهاى تن‌تن كردند. چون همانطور كه مى‌دانید در واقع كپى‌رایت كتابهاى تن‌تن بوسیله‌ى خود شخص هرژه (ژرژ رمی) به انتشارات كاسترمان اختصاص داده شده بود.

آیا توضیحى وجود دارد كه چرا على‌رغم استقبالى كه در ایران از ماجراى تن‌تن شده این كتابها توسط یونیورسال در آن وقت تجدید چاپ نشدند؟

حقیقت‌اش این سوالى‌ست كه براى خود من هم خیلى مطرح است و على‌رغم تلاشهایى كه كردم نتوانستم پاسخ مناسبى براى این موضوع پیدا بكنم. یكسرى مسایلى هست در مورد فعالیت انتشارات یونیورسال كه تا حدودى مسكوت مانده در مورد روابط، اشخاص و غیره و من امیدوارم در آینده بتوانم در این مورد اطلاعات بیشترى به‌دست بیاورم و حتما در اختیار شما و سایر علاقمندان كتابهاى تن‌تن هم قرار خواهم داد. منتها آنچیزى كه به نظر من خیلى مىتواند در این مورد كمك‌كننده باشد، یكسرى مدارك و اسنادى هستند كه در خود انتشارات كاسترمان بلژیك وجود دارد و من برخى از این اطلاعات را از آنجا گرفتم. امیدوارم در آینده این مدارك بیشتر در دسترس قرار بگیرد تا بتوانیم از یكسرى مسایل دیگر هم اطلاع پیدا كنیم.

برگردیم به مسئله‌ى ترجمه‌ها. انتشارات یونیورسال ماجراهاى تن‌تن را از زبان فرانسوى بعنوان زبان اصلى داد به فارسى ترجمه بكنند. بعد انتشارات دیگرى كه شما عنوان كرده بودید، از انگلیسى بعنوان زبان مبدا استفاده كردند. این فقط در ترجمه‌ها از لحاظ مضمون مسئله‌ساز نبوده، از لحاظ اسامى شخصیتها هم مسئله‌ساز بوده؟

به نكته‌ى بسیار خوبى اشاره كردید. نه تنها مضمون كتابها بسیار تغییر مى‌كند، بلكه همانطور كه مى‌دانید انتشاراتى كه در سایر كشورهاى غیر از بلژیك و فرانسه اقدام به چاپ كتابهاى تن‌تن مى‌كردند اكثرا با اجازه‌ى خود كاسترمان و براى بالابردن جذابیت كتابها اقدام به تغییر اسامى و امكان و غیره و غیره مى‌كردند كه این موضوع در مورد نسخه‌هاى انگلیسى كتابهاى تن‌تن بسیار بارز است. خیلى از اسامى تغییر كردند. و... متاسفانه ناشرینى كه از ایران اقدام به چاپ این كتابها كردند، بخصوص انتشارات ونوس و انتشاراتى كه در اول انقلاب اقدام به چاپ كتاب كردند، براى راحتى كار نسخه‌ى انگلیسى را مرجع قرار داده و علاوه بر اینكه این ترجمه‌ها شاید خیلى خیلى، یعنى دوبرابر از حد نرمال نسبت به اصل متون فرانسوى فاصله گرفت، مى‌شود گفت در مقابل كارهاى یونیورسال هم بسیار كم آورد. منتها در آن عرصه بخاطر كمبود كتابهاى یونیورسال یك محبوبیت نسبى را پیدا كردند.

نکته دیگری هم كه در مورد ترجمه‌ها هست و به ویژه بعد از انقلاب مسئله‌ساز بوده، با شخصیت كاپیتان هادوك پیوند خورده که یك آدم الكلى بوده. یعنى در واقع یكى از جذابیت‌‌هایش در این الكلى‌بودنش هست، چیزى كه در ترجمه‌هاى یونیورسال بخوبى مى‌شود دید. ولى بعداز انقلاب ظاهرا رژیم غذایى به او توصیه شده كه از نوشیدن نوشیدنى‌هاى گازدار و شیرین كه حدس مى‌زنم چیزى مثل كوكاكولا مى‌تواند باشد، خوددارى كند. آیا این واقعا از جذابیت چنین شخصیتى كم نمى‌كند؟

 

ماجرای معبد خورشید و پرخاشگریهای متفاوت کاپیتان هادوک در ترجمه یونیورسال (پایین) و ترجمه نشر رایحه اندیشه (بالا)

بله. متاسفانه این موضوع بسیار جذابیت كتابها را كاهش داد، نه تنها در مورد كاپیتان هادوك، بلكه در مورد سایر شخصیت‌ها هم چنین مشكلى پیش آمده، كه یكسرى از تكه‌كلامها و صحبت‌هایشان تغییر پیدا مى‌كرد و فكر مىكنم این مشكل خیلى شدیدتر مى‌شد براى كسانى كه با تن‌تن‌هاى یونیورسال و در واقع تن‌تن‌هاى قبل از انقلاب آشنایى نداشتند. حالا باز آنهایى كه تن‌تن‌هاى یونیورسال را خوانده بودند با كاراكتر هادوك آشنایى داشتند و مى‌توانستند حدس بزنند در اینجا چه تغییراتى اعمال شده و با استفاده از خلاقیت خودشان به اصل موضوع و گفت‌وگوها پى ببرند. اما كسانى كه بخصوص نسل جدید كه بعد از انقلاب با تن‌تن آشنا شدند و به تن‌تن‌هاى یونیورسال دسترسى نداشتند این موضوع فكر مى‌كنم تا حد زیادى باعث كاهش جذابیت كتاب در نگاه آنها شده.

من خودم را مثال مى‌زنم كه از ۸ سالگى تقریبا تن‌تن مىخوانم و خب طبیعتا با ترجمه‌هاى انتشارات یونیورسال با تن‌تن آشنا شدم. چندسال پیش اولین نسخه‌هایى كه بعدا از این سرى جدید درآمد به دستم رسید، ورق كه مى‌زدم و مى‌خواندم، اگر صادقانه بخواهم بگویم شاید با این ترجمه‌ها به سمت تن‌تن كشیده نشوم.

بله، منهم هم به شخصه هم براساس مشاهداتى كه از دوستانم دارم با نظر شما كاملا موافقم. براى خودم كه از نظر سنى در واقع نسل دوم تن‌تن خوانهاى ایرانى از كتابهاى یونیورسال محسوب مى‌شوم، یكسرى ویژگى‌هاى خاصى در ترجمه‌ى این كتابها وجود داشت كه واقعا در نسخه‌هاى جدید گم شده و انسان نبود آنها را احساس مى‌كند، هم از لحاظ ترجمه و شاید تا حدودى... حالا شاید از لحاظ روانكاوى بهتر بشود این مسئله را بررسى كرد، از لحاظ صفحه‌بندى، كیفیت كاغذ كتابها و نحوه‌ى از همه مهمتر بیان و ترجمه‌ها كه كتابهاى چاپ جدید واقعا با آن ادبیاتى كه آقاى سمیعى در كتابهاى یونیورسال به‌‌كار مى‌بردند و بسیار جذاب و دوستانه بود خیلى فاصله دارد. اگر بخواهم بصورت كلى بگویم ترجمه‌هاى آقاى سمیعى یك حالت آزاد داشت و در خیلى از موارد در واقع همان الفاظى كه برفرض مثال هادوك به‌كار مى‌برد یا یكسرى از اشعار و ترانه‌هایى كه در كتابها خوانده مىشود براساس فضاى رایج همان دوره در ایران بود و جذابیتش را دوچندان مى‌كرد. منتها ترجمه‌هاى امروزى در واقع بیشتر عینا نقل مطالب هست به‌صورت كلمه به كلمه و آنهم از متن انگلیسى و همین باعث مىشود خیلى ساختار خشك و كلاسیك و غیرانعطاف‌پذیرى پیدا بكنند این كتابها براى فارسى‌خوانها.

شما خودتان شخصا به كسى كه با تن‌تن آشنا نیست و مى‌خواهد آشنا بشود، اگر ترجمه‌هاى یونیورسال در دست نباشد، توصیه مى‌كنید با وجود این برود سراغ تن‌تن؟

حقیقتا خیلى تصمیم سختى خواهد بود، اما مطمئنا تلاشم همین خواهد بود كه شروع آشنایى‌اش با كتابهاى یونیورسال باشد.

شما گرداننده سایت تن‌تن در ایران نیز هستید، کی به فكر انجام چنین کارى افتادید؟

فكر مى‌كنم مربوط به دوران راهنمایى من بشود. آن زمان هنوز انتشارات جدیدى در ایران اقدام به چاپ كتابهاى تن‌تن نكرده بودند و من خودم به شخصه ۸­۷ تا از كتابهاى یونیورسال را در دست داشتم و در كنار علاقه‌ى بسیار شدیدى كه من به كارهاى هرژه داشتم و احساسات نوستالژیكى كه این كارها در من ایجاد مىكرد، همیشه به دنبال كسان دیگرى بودم كه با این كتابها آشنایى داشتند و در واقع از سنخ خودم محسوب مىشدند. زمانى كه در واقع شروع آشنایى من با فضاى اینترنت بود، این نبود یك وب‌سایت فارسى در مورد تن‌تن خیلى من را آزار مىداد به شكلى كه آن زمان اگر براى تن‌تن و محتواى فارسى در اینترنت شما Search مى‌كردید هیچ مطلب یا حتا یك خبر كوتاه هم پیدا نمى‌كردید. این موضوع باعث شد علىرغم اطلاعات محدود من از فضاى اینترنت سعى مى‌كنم یك وب‌سایت كوچكى را ایجاد بكنم كه یك محیط دوستانه‌اى باشد و باعث بشود تن‌تن‌خوانها به این طریق در گوشه و كنار دنیا دورهم جمع بشوند و به تبادل نظر و خاطرات خودشان بپردازند.

کار را چطور شورع کردید؟ در اولین قدمى كه برداشتید چه اطلاعاتى در اختیار بینندگان سایت گذاشتید؟

ماجرای راز کشتی اسب شاخدار با چاپ انتشارات رایحه و اندیشه

در ابتدا صرفا هدف من ایجاد یك وب‌سایت مشابه وب‌سایتهاى خارجى بود. در واقع یك ترجمه‌اى از آنها كه یك شروعى باشد براى جلب مخاطب، چون من اصلا پیش‌بینى نمى‌كردم كه استقبال چطور خواهد بود. بنابراین صرفا همان اطلاعاتى كه در مورد بیوگرافى هرژه، ویژگى كتابها، كاراكترها و غیره و غیره هست جمع‌آورى كردم و در یك فضاى رایگان اینترنت آنها را در اختیار قرار دادم. بعد كه فیدبك خیلى خوبى را دیدم، سعى كردم مطالب را گسترش بدهم و بیشتر در مورد تاریخچه‌ى تن‌تن در ایران اطلاعات جمع‌آورى كنم و توى وب‌سایت قرار بدهم.

ظاهرا كتابى هم در دست تهیه است به اسم «تن‌تن در ایران» که از لحاظ نظرى به این قضیه مى‌پردازد؟

بله. این كتاب را یكى از دوستان بسیار خوب من، آقای «جوزف فان امپ» از محققین و تن‌تن‌شناسان اهل كشور بلژیك تهیه كرده‌اند. در حال حاضر مراحل پایانى‌اش را مى‌گذراند و من هم در زمینه‌ى جمع‌آورى مطالب و ترجمه بصورت دوستانه با ایشان همكارى كرده‌ام. این كتاب فكر مى‌كنم بسیار جذاب خواهد بود براى علاقمندان فارسى‌زبان كتابهاى تن‌تن، چون اگر بخواهم عامیانه بگویم از سیر تا پیاز تن‌تن در ایران توى این كتاب پیدا مى‌شود و اطلاعات بسیار جامع و گسترده‌تر از آن چیزى كه من در اینجا خدمت‌تان عرض كردم، با اسناد و مدارك خیلى زیاد در مورد بطور كلى فعالیت یونیورسال، تاریخچه‌ى تن‌تن از گذشته تا امروز توى این كتاب هست. اما این كتاب یك نكته‌اى كه هست به زبان هلندی (که در بخشی از بلژیک زبان رسمی است) آماده شده و توزیع خواهد شد. منتهاى مراتب با صحبت‌هایى كه ما كرده‌ایم امیدوار هستم بتوانیم اجازه‌ى این كار را بگیریم كه ترجمه‌ى انگلیسى از این كتاب را بصورت pdf در اینترنت قرار بدهیم كه براى اكثریت ایرانى‌هاى علاقمند به تن‌تن هم بتواند قابل استفاده باشد.

برگردیم به سایت‌تان. اگر ما بگوییم دو مخاطب مختلف را بخواهیم ارضا بكنیم، كسانى كه تن‌تن خوان هستند و كسانى كه تن‌تن خوان نیستند از سایت شما چه بهره‌اى مى‌توانند ببرند؟

اتفاقا به نكته‌ى بسیار خوبى اشاره كردید. من آن زمان با توجه به اینكه در مورد آشنایى ایرانیان فعال در اینترنت با تن‌تن، اطلاعات كافى نداشتم و نمى‌توانستم پیش‌بینى بكنم، سعى كردم اساس سایت بر این باشد كه در ابتدا معرفى خود تن‌تن باشد. نسخه‌ى قدیمى سایت را متاسفانه بعد از اینك آپتودیت كردم از دست دادم. اگر به آن سایت مراجعه مى‌كردید در واقع صرفا معرفى تن‌تن بود با عنوان یك كاراكتر كمیك استریپ. اما بعد از آن كه دیدم فیدبك بسیار بالا هست و استقبال گسترده‌اى شده و تعداد تن‌تن‌شناسان در فضاى فارسى اینترنت بسیار بالاست، دیدم كه واقعا احتیاجى نیست كه خیلى اشاره بشود به كاراكتر تن‌تن. اما تا یك حدى معرفى كتابها و شخصیت‌ها و غیره را نگهداشتم تا براى آن گروه از مخاطبینى كه آشنایى ندارند جذاب باشد و در كنار آن سعى كردم انتشارات جدیدى كه طى سالهاى پایانى دهه هفتاد شمسى اقدام به چاپ كتابهاى تن‌تن كردند را هم در وب‌سایت معرفى بكنم.

مصاحبه‌گر: شهرام احدی


برچسب‌ها: تن تن بلاگ, تن تن, تن تن در ایران, مصاحبه با پوریا بهاری مدیر سایت تن تن در ایران, کتاب های تن تن, انتشارات یونیورسال
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۱ساعت 23:6  توسط محمد حسین | 
تن‌تن به هند می‌رود
ماجراهای جهان‌نوردی‌های خبرنگار جوان تن‌تن برای صدها میلیون هندی پس از ترجمه آنها بوسیله یک طرفدار محلی تن‌تن قابل خواندن شد

به گزارش خبرگزاری فرانسه هشت کتاب اول از کتاب‌های اصلی تن تن به یکی از پرگوینده‌ترین زبان‌های بومی هند به فروش گذاشته شده است، و چهار کتاب دیگر نیز به زودی به بازار عرضه خواهد شد.

بر اساس اطلاعات سایت tintin.com این کتاب‌ها که 80 سال پیش در اصل به زبان فرانسوی نوشته شده بودند‌ .

مترجم این کتاب‌ها، آجای ماگو، گفت یافتن اصطلاحات هندی برای عبارات و لطیفه‌هایی که به طور معمول بوسیله کاپیتان هادوک و دوستانش در سراسر مسافرت‌های‌شان به کار می‌رود، کار مشکلی بود. به گفته او ترجمه هر کتاب حدود دو ماه طول کشید.

تن تن پیش از در هند به زبان‌های انگلیسی و بنگالی، زبانی که در ایالت غربی بنگال غربی هند به آن تکلم می‌شود، ترجمه شده بود.

ماگو روز دوشنبه 29 نوامبر در مراسم به مناسبت آغاز انتشار کتاب در سفارت بلژیک در دهلی نو گفت: " جمعیت بسیاری در هند نمی‌توانند انگلیسی بخوانند و اکنون کتاب‌های تن‌تن برای آنها قابل خواندن شده است."

هرژه، که برخی منتقدان او را به بیان دیدگاه‌های اروپای عصر استعمار، متهم می‌‌کردند، در سه تا از کتاب‌هایش تن‌تن را به هند می‌فرستد: نیلوفر آبی، سیگارهای فرعون؛ و تن‌تن در تبت، و در آنها مناظری از دهلی به نمایش در می‌آید.

ماگو که معتقد است تصاویر هرژه از هند و هندی‌ها در کتاب‌هایش منصفانه است، گفت: "فکر نمی‌کنم هیچگاه هرژه نگاه تحقیرآمیزی به نژادهای غیرسفید داشت."


برچسب‌ها: تن تن بلاگ, تن تن, تن تن در هند, کتاب های تن تن به زبان هندی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر ۱۳۹۱ساعت 18:46  توسط محمد حسین | 

Musée imaginaire (1969)


برچسب‌ها: تن تن بلاگ, تن تن, کلکسیون تن تن
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۱ساعت 20:33  توسط محمد حسین | 

Album à colorier


برچسب‌ها: تن تن بلاگ, تن تن, تن تن و میلو, نقاشی کشیدن تن تن
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۱ساعت 20:29  توسط محمد حسین | 
 

 

1ère version en noir et blanc 2ème version
dernière version

برچسب‌ها: تن تن بلاگ, تن تن, سیگارهای فرعون, ایجاد تغییرات در داستان های تن تن
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۱ساعت 20:14  توسط محمد حسین | 

 


برچسب‌ها: ستاره اسرار آمیز, کیک تن تن
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۱ساعت 17:38  توسط محمد حسین | 
 
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) به نقل از خبرگزاري فرانسه، مجسمه بزرگ تن‌تن و ميلو بر فراز ساختمان لمبارد، ناشر قديمي مجله تن‌تن، در مركز بروكسل به بازديد‌كنندگان شهر بروكسل خوشامد مي‌گويد. 

مجسمه‌ تن‌تن و دوست باوفايش ميلو به ارتفاع شش متر و عرض 4 متر با وزن 600 كيلوگرم، از ششم اوت در اين محل قرار گرفته و موجب شده تا در اين فاصله مردم بروكسل اين ساختمان را به نام تن‌تن بنامند.

محله ايستگاه مركزي در بروكسل تا پيش از تغيير مكان كارگاه‌هاي شكلات‌سازي از مركز شهر به حومه بروكسل، با بوي شكلات خود اولين نشانه بارز ورود به مركز شهر بروكسل به شمار مي‌آمد، اما اكنون مجسمه تن‌تن و ميلو كه شب‌ها نيز با نور نئون مي‌درخشد تبديل به شاخص مركز شهر بروكسل شده است. 

ساخت اين تمثال توسط سازنده تمثال مرسدس بنز بر فراز كارخانه مرسدس در مدت هشت هفته به طول انجاميد.
 
نخستين داستان ماجراهاي تن‌تن و ميلو اول بار در سال 1929 در مجله تكميلي «بيستمي كوچك» همراه با مجله «قرن بيستم» در بلژيك به صورت داستان مصور چاپ شد. سپس هرژه خالق اين مجموعه داستاني از 1930 تا 1986 يعني سه سال پس از مرگش در سال 1983، 24 داستان توسط انتشارات كاسترمن از داستان‌هاي اين شخصيت محبوب را به چاپ رسانيد.

برچسب‌ها: تن تن بلاگ, تن تن, مجسمه تن تن در بروکسل نصب شد
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۱ساعت 17:31  توسط محمد حسین | 

Page n° 13 du Journal de TINTIN édition Belge N° 1 du 2 Janvier 1947


برچسب‌ها: تن تن بلاگ, تن تن, اسرار اسب شاخدار, مجله تن تن
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۱ساعت 14:21  توسط محمد حسین | 
Recueil édition Belge N° 17
برچسب‌ها: تن تن بلاگ, تن تن, مجله تن تن در سالهای دور, مجله تن تن
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۱ساعت 14:9  توسط محمد حسین | 

Journal de TINTIN édition Française N° 80 du 4 Mai 1950


برچسب‌ها: تن تن بلاگ, تن تن, مجله تن تن
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۱ساعت 14:7  توسط محمد حسین | 


برچسب‌ها: تن تن بلاگ, تن تن, تن تن و میلو
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۱ساعت 18:21  توسط محمد حسین | 


برچسب‌ها: تن تن بلاگ, تن تن, تن تن و شیئ عجیب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۱ساعت 18:20  توسط محمد حسین | 

Hergé et Edgar P. Jacobs Vers 1956


برچسب‌ها: تن تن بلاگ, تن تن, هرژه, هرژه و جاکوب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۱ساعت 17:55  توسط محمد حسین | 
Les Studios Hergé Vers 1958

برچسب‌ها: تن تن بلاگ, تن تن, هرژه, کارگاه هرژه
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۱ساعت 17:54  توسط محمد حسین | 
Le Soir Jeunesse, 17 octobre 1940
برچسب‌ها: تن تن بلاگ, تن تن, مجله تن تن, تن تن در سال های دور
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۱ساعت 15:24  توسط محمد حسین | 
موزه هرژه، موزه ویژه‌ آثار ژرژ رمی (هرژه) (Hergé-George Remi) طراح معروف بلژیکی و خالق ماجراهای تن‌تن و میلو است

این موزه که در نزدیکی بروکسل قرار دارد دوم ژوئن 2009 (12 خرداد 1388) گشایش یافت.

Georgesremi.jpg

داستان‌های مصور یا کمیک استریپ ‌از میراث فرهنگی بلژیک محسوب می‌شوند. 

بخشی از آثار هرژه تا پیش از افتتاح این موزه در موزه‌ ویژه‌ کمیک استریپ در بروکسل عرضه شده بود، اما اکنون موزه هرژه، در شهر لووَن لا نوو (Louvain-la-Neuve) فقط و فقط به آثار این طراح اختصاص دارد.

لووَن لا نوو که در سی کیلومتری جنوب شرقی بروکسل، پایتخت بلژیک واقع است، شهری است کوچک و دانشجویی که چهل سال هم قدمت ندارد. همسر هرژه که سالیان پیش در فکر احداث چنین موزه‌ای بود، نخست قصد داشت که این طرح را در خود پایتخت عملی کند، اما مکان مناسبی برای اجرای آن نیافت. 

از مرکز شهر لووَن لا نوو که از این پس یکی از جذابیت‌های توریستی بلژیک محسوب خواهد شد. پلی چوبی به طول ۷۵ متر، علاقه‌مندان را به سوی موزه‌ هرژه هدایت می‌کند که بر روی نمای ورودی آن، تصویری بزرگ از داستان تن‌تن و "خرچنگ پنجه طلایی" انتظار بینندگان را می‌کشد. 

طرح و برنامه‌ریزی ساخت این موزه نزدیک به هفت سال و اجرای خود پروژه احداث نیز سه سال به طول انجامیده است، اما حاصل آن، علیرغم برخی کاستی‌های کوچک، بسیار دیدنی است. 

به گفته‌ لوران دو فروبرویل، رئیس موزه‌ هرژه، احداث این موزه اهمیت زیادی برای "فانی رودول"، همسر هرژه داشته است: «او رویای خود را تحقق بخشیده و این موزه به نظر من فوق‌العاده است. شکی ندارم که اگر هرژه زنده می‌بود و سری به این موزه می‌زد، واقعا تحت تاثیر قرار می‌گرفت. این نکته‌ای بسیار مهم است.»

فانی رودول، همسر هرژه، مجموعا ۱۷ میلیون یورو برای احداث موزه‌ای ویژه‌ آثار شوهرش هزینه کرد و در نهایت هم با اجرای این طرح سبب شدکه هرژه به عنوان هنرمندی چندسویه به علاقه‌مندان شناسانده شود. 

این موزه از چهار واحد اصلی تشکیل شده که از طریق پل و تونل‌های شیشه‌ای با یکدیگر مرتبط ‌هستند و دربرگیرنده‌ هشت سالن نمایش است که در آن آثار هنری و شخصی هرژه عرضه شده‌اند. 

علاقه‌مندان می‌توانند در این موزه، آثار و طرح‌های هرژه را از بعد زمان دنبال کنند. برای نمونه، در سالن شماره‌ یک، طرحی کوچک از یک قطار به نمایش گذاشته شده که هرژه آن را در سن چهار سالگی کشیده است. متاسفانه توضیحات بیشتری در کنار این قطعه و همچنین بسیاری از قطعات دیگر ارائه نشده و این یکی از ضعف‌های موزه است. البته نباید این را هم از یاد برد که در بلژیک و فرانسه، هرژه و مخلوقاتش، تن‌تن و میلو، شخصیت‌هایی بس آشنا هستند.

با وجود این، علاقه‌مندان در این موزه با آثار، فضا و ابعادی از کارها و فعالیت‌های هرژه آشنا می‌شوند که تا کنون با آنها آشنایی نداشته‌اند. 

برای نمونه، در یکی از سالن‌ها شیوه کار "استودیوی طراحی هرژه" به خوبی به نمایش گذاشته شده و می‌توان بر روی میزی، طرح‌های مربوط به ماجرای "پرواز ۷۱۴ سیدنی" را که به شکلی نامرتب پخش شده‌اند، دید، پنداری طراحان برای استراحت و خوردن ناهار دفتر کار را ترک کرده‌اند و به زودی برمی‌گردند.

ناگفته نماند که در این موزه نه تنها طرح‌ها و نقاشی‌های بی‌شمار هرژه به نمایش گذاشته ‌شده‌اند، بلکه بسیاری از وسایل و اشیا‌ء شخصی و خصوصی او، از جمله آلبوم‌های عکس و همچنین سوغاتی‌هایی که او از سفرهای مختلف به همراه می‌آورده است، دیده می‌شود


برچسب‌ها: تن تن بلاگ, تن تن, هرژه, موزه تن تن, موزه هرژه, آشنایی با موزه هرژه
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر ۱۳۹۱ساعت 21:4  توسط محمد حسین | 
گفت‌و‌گو با «استيون اسپيلبرگ» و «پيتر جكسون»
 
تن‌تن در سرزمین جادوی دیجیتال
کودکان  > رسانه  - ترجمه‌ی شیرین موسوی: «استیون اسپیلبرگ» و «پیتر جکسون» هر دو از فیلم‌سازهای پرطرفداری هستند که در همکاری اخیرشان، انیمیشن بلند «ماجراهای تن‌تن؛ راز اسب شاخدار» سنگ تمام گذاشتند و انیمیشنی ساختند که پیش از این هرگز با این کیفیت ساخته نشده بود.

با این‌که پیتر جکسون تنها تهیه‌کننده‌ی این فیلم بود، اما حضور او و تکنیک‌های دیجیتالی کمپانی‌اش، کاملاً در فیلم احساس می‌شود. این فیلم برنده‌ی جایزه‌ی بهترین انیمیشن «گُلدن گِلوب» هم شده و نسخه‌ی دوبله‌ی فارسی آن این روزها در بیش‌تر فروشگاه‌های محصولات فرهنگی و سوپرمارکت‌های کشور وجود دارد. به همین بهانه ترجمه‌ی گفت‌و‌گویی از این دو فیلم‌ساز را برای شما می‌آوریم.

  • لطفاً کمی درباره‌ی استفاده از فناوری «ضبط حرکت»1 (موشن کَپچِر) در ماجراهای تن‌تن توضیح بدهید؟

پیتر جکسون:

خوب در واقع«ضبط حرکت» دقیقاً همان چیزی است که ما می‌خواستیم انجام بدهیم. ضبط حرکت یک ژانر نیست؛ یک «وسترن اسپاگتی»2 هم نیست! ضبط حرکت، یک ابزار تکنیکی است و ما سعی می‌کنیم ضبط حرکت و انیمیشن سنتی را در یک سیستم پیاده کنیم.

من و «استیون» مهارتمان در ساختن فیلم بلند است. منظورم این است که ما از کامپیوتر استفاده نمی‌کنیم. حتی برای کارهای خودمان! من حتی به سختی ای‌میل می‌فرستم! اما می‌خواستیم دنیای مجازی تن‌تن را با شخصیت‌ها و مکان‌هایش با کامپیوتر خلق کنیم؛ پیوندی بین دوربین مجازی و نمای فیلم بلند در جهان حقیقی.

این شیوه‌ی فیلم‌برداری از جهان ‌حقیقی نیست که اهمیت دارد، بلکه روش فیلم‌برداری فیلم در درون آن جهانی ‌است که به آن فکر می‌کنیم.

  • چرا در این فیلم «پروفسور تورنسل»3 (کالکولوس) حضور ندارد؟

جکسون:

در این نسخه‌ی سینمایی قرار نبود حضور داشته باشد، چون پروفسور تورنسل از کتاب «گنج‌های راکهام سرخ‌پوش» به داستان‌های تن‌تن وارد می‌شود. اما اگر قرار باشد فیلم دیگری بسازیم، پروفسور تورنسل در بیش‌تر داستان‌ها نقش دارد.

استیون اسپیلبرگ:

[با خنده] خیلی خوشحالم که شما پروفسور تورنسل را می‌شناسید!

  • لطفاً از روش ضبط حرکت چشم و اهمیتش در فیلم برایمان توضیح بدهید.

جکسون:

خوب، «چشم» مهم‌ترین عضو صورت هر بازیگری است. منظورم این است که هر بازیگر بزرگی خوب می‌داند که چه‌جوری از چشم‌هایش استفاده کند. 

وقتی که داشتیم «ارباب‌ حلقه‌ها» را می‌ساختیم و شخصیت «گالوم» را در کامپیوتر خلق می‌کردیم، به نیوزلند رفتیم و چشم‌هایی ساختیم که شخصیت‌هایمان قرار بود به نحوی کاملاً علمی از آن‌ها استفاده کنند.

هفته‌نامه‌ی همشهری دوچرخه شماره‌ی 647

برای این‌کار، روی چشم‌های واقعی مطالعه می‌کنی. مطالعه می‌کنی که چه‌جوری نور در داخلشان منعکس می‌شود، پشت چشم‌ها را مطالعه می‌کنی، این‌که عنبیه چه‌جوری احساسات را بازتاب می‌دهد. حسابی درگیر جزئیاتی علمی می‌شوی. این موضوع سر «گالوم» حیاتی بود و بعدش هم «کینگ‌کُنگ» که شخصیت دیگری بود که با صورتش کار زیادی انجام نمی‌داد، بلکه چشم‌هایش به شما می‌گفتند که دارد به چه فکر می‌کند.

در «آواتار» هم چشم‌ها خیلی حیاتی بودند. این‌جوری است که کمپانی ما واقعاً در تحقیق و مطالعه درباره‌ی چشم‌ها سنگ تمام گذاشته است. با شما موافقم که درباره‌ی تن‌تن هم درست مثل هر فیلم دیگری مجبور بودیم یک گروه بازیگر جمع‌ کنیم و آن‌ها هم باید با چشم‌هایشان مثل فیلم‌های زنده، خیلی چیزها می‌گفتند.

  • این‌که فیلم را در عصر فیلم‌سازی دیجتال ساختید، چه‌طور بود؟

اسپیلبرگ:

خوب ممکن است تحت تأثیر شرایط مسلم عصر فیلم‌های دیجیتال باشد، اما عصر آنالوگ است که هم‌چنان دارد قصه می‌گوید. این است که خیلی مهم است. چیزی مهم‌تر از قصه وجود ندارد.

  • چه ویژگی‌هایی در این فیلم هست که طرفدارهای فیلم‌های اسپیلبرگ، را دلبسته‌ی آن کند؟ جدای از این آیا به عنوان یک طرفدار تن‌تن، از دیدن فیلم تن‌تن به کارگردانی پیتر جکسون هیجان‌زده می‌شوید؟

اسپیلبرگ:

بگذارید اول جواب سؤال دومتان را بدهم! پیتر را به عنوان کارگردانی که بخواهد قسمت دوم ماجراهای تن‌تن را با حضور پروفسور تورنسل بسازد، به شدت امیدوارکننده و موفق می‌بینم.

اما درباره‌ی سؤال اول، این فیلم را برای همه‌ی شما ساختم. منظورم این است که بعضی از فیلم‌هایم را برای خودم می‌سازم و دل‌مشغولی خودم هستند. این کار را زمانی می‌کنم که موضوعی شخصی و خیلی حساس برایم پیش می‌آید و نمی‌توانم تصور کنم که من یک تماشاگرم .

ژانرهای مختلفی هست که احتیاج دارم برای تماشاگرهایم بسازم، تا کنار من بنشینند و فیلمی را که ساخته‌ام ببینند. تن‌تن هم یکی از همان‌هاست.

  •  برای خودتان تن‌تن چه جذابیتی داشت که تصمیم گرفتید او را به تصویر بکشید؟

اسپیلبرگ:

راستش تن‌تن هیچی هم که نباشد، روایت‌گر شخصیت خودم است. او یک خبرنگار شجاع و سرسخت است که باید برای روزنامه‌ها گزارش تهیه کند. آن‌چه من از تن‌تن دیدم این است که هیچ‌وقت جواب منفی برای سؤال‌هایش ندارد و این داستان زندگی من است.

جکسون:

تمام ماجرا سر اراده‌اش است. او هیچ‌وقت، هیچ‌وقت، کاری را که شروع کرده، ول نمی‌کند. وقتی به دنبال چیزی می‌افتد، هیچ‌وقت توقف نمی‌کند و وقتی شروع می‌کند به ساختن یک فیلم هم قضیه به همین‌شکل پیش می‌رود.

***

1. «موشن کَپچِر» یا «ضبط حرکت» نوعی فناوری دیجیتال در سینماست که در آن یک بازیگر حالت‌های بدن شخصیت فیلم را جلوی دوربین اجرا می‌کند و آن حالت‌ها در کامپیوتر شبیه‌سازی می‌شوند.

2. «وسترن اسپاگتی» به فیلم‌های وسترنی گفته می‌شد که در اروپا و بیش‌تر توسط کارگردان‌های ایتالیایی ساخته می‌شده است.

3. «پروفسور تورنسل» که به این نام در ایران معروف است، نام فرانسوی این شخصیت است که در ترجمه‌ی انگلیسی نامش به «پروفسور کالکولوس» تغییر کرده است.


برچسب‌ها: تن تن بلاگ, تن تن, اسپیلبرگ, تن تن در دنیای جادوی دیجیتال, مصاحبه ای با اسپیلبرگ و پیتر جکسون
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر ۱۳۹۱ساعت 20:59  توسط محمد حسین | 

پرونده:Crab with golden claws film poster.jpg


برچسب‌ها: تن تن بلاگ, تن تن, اولین اثر سینمایی تن تن, خرچنگ پنجه طلایی, نمایش عروسکی تن تن
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر ۱۳۹۱ساعت 0:39  توسط محمد حسین | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
شهریور ۱۳۹۴
مرداد ۱۳۹۴
بهمن ۱۳۹۳
دی ۱۳۹۳
آبان ۱۳۹۳
مهر ۱۳۹۳
شهریور ۱۳۹۳
مرداد ۱۳۹۳
تیر ۱۳۹۳
دی ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
تیر ۱۳۸۸
آرشیو موضوعی
اخبار و مقالات مرتبط با تن تن
کتاب های تن تن و میلو
گالری تصاویر تن تن
آثار سینمایی تن تن
بازی های تن تن
بایگانی مطالب
برچسب‌ها
تن تن بلاگ (94)
تن تن (72)
هرژه (15)
مجله تن تن (7)
پیوندها
تن تن و میلو
tintin free
مجله تن تن
تن تن آنلاین
مرجع تخصصی جوک
استقلال سرور پرسپولیسه
تن تن در ایران
کتاب تن تن در ایران
سرگرمی برای شما!
khafan
فروم کودکی و نوجوانی
کتاب های تن تن
وبلاگ اختصاصی هواداران تن تن
tintinesque
انجمن هواداران تن تن
وسایل نقلیه در داستان های تن تن
تهران فیلمز
تن تن80
☻☺وبلاگ دوست داران تن تن و میلو☻☺
کتاب های تن تن
دوستان تن تن
مرکز هنری چهارسوق
بهترین وبلاگ در مورد تن تن و میلو (آروین)
برترین ماشین های دنیا
سامانه افزایش بازدیده پارسیان رنک
Crow Animation
چگونه آمار وب سایت را بالا ببریم
انجمن دوستداران تن تن
صندوقچه
شرکت توسعه دهندگان پویا
یا صاحب الزمان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM